مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1039
طب اكبرى ( فارسى )
عليل را بايد استعمال توان كرد ؛ چه اگر مزاج گرم بود و تخمه از طعام گرم افتاده باشد ، به آب ميوهها و آب انارين مع شيرخشت و هليلهء مرّبا و مانند آن طبع بگشايند . و اگر مزاج سرد بود و تخمه از طعام سرد افتاده ، به حبّ الافاويه و معجون راحت تليين نمايند . انتباه : فصد درين تب جايز نيست ، خاصه كه طبع دو سه بار اجابت كرده باشد ؛ [ زيرا ] كه گفتهاند اگر فصد اتفاق افتد در وى بعد از آنكه طبيعت دو سه بار آمده باشد ، به اسهال دايمى انجامد و باشد كه به اسهال كبدى كشد . [ 1365 ] نوع هجدهم : آنكه آماس در بعض اعضاء ظاهره افتد « 1 » چون بن ران و بغل و پس گوش و بدان سبب حمى يوم پديد آيد . و بايد دانست كه هرگاه درين اعضا ورم افتد و به مادهء او سخونت راه يابد فقط به غير عفونت ، حادث مىسازد حمى يوم ؛ امّا اگر عفونت نيز اثر كند در وى ، واجب مىكند حمى عفنيه . و قيد اعضاى ظاهره از آن كرديم كه از آماس اعضاى باطنه حادث نمىشود مگر حمى عفنه . علامت حمى يوم ورمى آن است كه نخست در بن ران يا بغل يا پس گوش ورم پيدا شود بعده [ يعنى پس از آن ] تب آيد و روى ، سرخ و منتفخ بود و نبض ، سريع و عظيم مايل به صلابت و قاروره ، سپيد باشد . علاج : رگى كه فصد او موافق عضو مؤوف بود بگشايند ؛ مثلا اگر ورم در بن ران بود ، باسليق زنند . و اگر در بغل بود ، اكحل و اگر پس گوشت بود ، قيفال . و بعده [ يعنى پس از آن ] طبع را نرم نمايند به ادويهء مناسبه و تقليل غذا و ترك اطعمهء خونافزا چون گوشت و مانند آن فرمايند . و در ابتدا ، اضمدهء سرد و مقوى استعمال كنند و عند استعمال او بايد كه شربت انار و سبب ترش و ليمو و ترنج و آب فواكه هركدام كه ميّسر آيد بيمار را بنوشانند و عطريّات بويانند تا دل و فم معده و دماغ [ را ] قوت دهد و بخارات كه از منصبّات اينها به استعمال رادعات متصاعد شود ، بدينها بازنگردد . و ايضا افراط نكنند در تضميد مبّردات تا ماده خام نماند . و كشكاب و اسبغول با شكر در تطفيهء ابخره و تقويت قلب اثرمند است . هرگاه تب ساكن شود امّا ورم باقى بود ، جهت تحليل باد يا نضج او ، محلّلات و منضجات به كار برند .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Inflammatory fever .